X
تبلیغات
وبلاگ شخصی علی علیزاده آبده گاه

دورنما

وبلاگ شخصی علی علیزاده آبده گاه

درباره علی علیزاده :

معتقدم دورنمای جهان و مسایل آن قابل درک است.هر چند به اعتقاد برخي سر پيچ تاريخ باشيم. سنتی است که هر کس به اندازه ی وسعت فهم و احساسش آن را درک می کند. انسان به عنوان یک جرم صغیر و عالم اکبر یک کلی است که شناخت او بستگی دارد به آگاهی از علوم مختلف از جمله زیست شناسی، حقوق، اخلاق، فیزیک، دین، جامعه شناسی، رياضي، شيمي، روانشناسي، ادبيات، پزشكي و عرفان. و این علوم با هم در ارتباطند . هر چند بنده فيلسوف و رياضيدان و طبيب و شيميدان و فيزيکدان و متکلم و مفسر و فقيه و روانشناس و جامعه شناس و عارف نيستم؛ ولي بي اطلاع هم نيستم. در این پنجره مجازي اين مسائل را رصد كرده و با شما در ميان خواهم گذاشت.

AlizadehAbi@Gmail.com

طبیعت اطراف خود را بهتر بشناسیم!


طبیعت گردی و کوهنوردی و گیاه شناسی به هم مرتبط هستن. هر کوهنوردی بناچار و با توفیق اجباری طبیعت گرد هم هست. طبیعت گرد حتما چشمش به چند درخت و گیاه و علف و ..می افتد. و از خود و دیگران خواهد پرسید که نام این گونه علف یا درخت چیست؟ناخودآگاه پرسش برایش پیش می آید. گاهی نیز ضرورت ایجاب می کند. تشنه می شود یا گرسنه می شود. بیمار می شود. بین راه. و چاره می جوید. بناچار باید از طبیعت درس بگیرد. از طبیعت وام بگیرد. سراغ گیاهشناسی و ...خواهد رفت. البته هر کسی دنبال کار شناسایی طبیعت و مظاهر آن نمی رود. این هم طبیعی است. پس بیایید طبیعت اطراف خود و روستای خود و شهر خود و استان خود و میهن خود را بشناسیم. روزی و روزگاری به درد می خورد.

اعلام رأی



ضمن تشکر و دست مریزاد از زحمات هیأت اجرایی صعود قلم و نیز سایر دوستان که همراهی و مشارکت می کنند.  رأی اول من در برنامه سال آینده، قله سبلان و اولویت دوم دریاچه گهر لرستان می باشد.

روستای دیزباد و صعود به قله 3050 متری قوچگر از رشته کوه بینالود(نیشابور): جمعه9اسفند1392


کوه


doostan



سوز تَرکِه

شما هم اگر خاطره ای دارید بنویسید:
خاطرات کودکی که بزرگ شد
عادت می کنی به خوردنِ ترکِه اناری چون ترکه خوردن هم خود عالمی دارد. اولی درد خودش را دارد و دومی کمی بیشتر می سوزاند جای اولی را.اما از پنجمی که گذشت دیگر زیاد تفاوت ندارد که چند تا بخوری چون عادت می کنی به ترکه خوردنی که هم ترکه اش ترکه است و هم دستش دست...
همیشه ضربه اول درد خودش را داشت.یک چیزی بود شبیه سر درد! تنها فرقش این بود که جای سر و دست عوض شده بود.باید دستت را می گرفتی بالا تا اینکه کف دستت برسد به عرض شانه.هر یک بار هم جا خالی می دادی باید دو بار ترکه می خوردی به جایش.اولی درد خودش را داشت و دومی که همانجا فرود می آمد کمی می سوزاند . از پنجمی هم که رد می شد دیگر زیاد تفاوتی نمی کرد با قبل از شروع جشن ترکه ها.تازه به قول یکی از رفقا! ترکه هم ترکه های قدیم! هم چوبش چوب بود و هم دستش دست! چهار تا از معلم می خوردی و چهل تا از پدر جان.بالاخره پدر جان توی محل آبرو داشت و همین یک کره خر را!

لُرائیسم و رئالیسم


مکتب شعر لُری
شاید بتوان در یک تقسیم بندی شعر لُر یا لُری را به چند دسته تقسیم کرد :

۱- غزل ،۲- مراثی ،۳- رجز ،۴- فکاهیات ، ۵ - عارفانه ها

ساختار غزل سمت و سویی طبیعت گرا دارد . چاشنی غزل لری وصف یار و خط و خال او و ایل و مال و کوچ است.

مرثیه شامل شعرهای سوزناک و جگر سوزی است که در رثای عزیزان درگذشته همراه با کِل و نوحه و در برخی نواحی با طبل (چپ) خوانده می شود. مراثی را مردان و زنان لُر که صدای سوزناکی دارد می خوانند.

رجز معمولا در جنگ ها و پیش از جنگها و برای سیاست و رعب و وحشت انداختن به دل دشمن خوانده می شود. رزمندگان لُر گاهی در راه رفتن به جنگ برای تقویت روحیه خود چنین رجزهایی را می خوانند. غالبا در بحر رجز و مسمط

فکاهیات ، نوعی شعر است که محلی ها در کوچه و بازار می سرایند و می خوانند. معمولا هم الفاظ ناروا در آنها بکار می رود.

عارفانه ها ، که در برخی اشعار طبیعی و مذهبی به چشم می خورد . مشهورترین آنها در قالب رباعی و توسط بابا طاهر همدانی (عریان) سروده شده.

هدف از این گفتار این است که بگویم وجه غالب شعر لُری واقعیت گرایی و رکُ گویی (رئالیست) است. حتی در شعرهای عارفانه و غزل در عین سادگی سمت و سوی شعر واقعی (رئال ) است. آنچه شعر لُری را متمایز ساخته ، فرهنگ و آداب و هنجارهای متمایز و واقع گرایانه قوم لُر است. بنابراین شاید رئالیسم لُری را بتوان نوعی مکتب و «ایسم» نامید به نام «لُرائیسم»

البته در جای دیگری باید هر کدام جداگانه بررسی شود.

بدگوارشی


تُخَمَه (جمع آن : تُخَم و تُخَمات ) ، سوءهضم یا سوءهاضمه .

اصل این واژة عربی ، وُخَمَة از ریشة وخم است ، که واژه های وَخیم و وَخامت نیز از آن مشتق شده است ( رجوع کنید بهابن منظور؛ فیروزآبادی ، ذیل «وخم »)؛ لذا اینکه مؤلف برهان قاطع آن را واژه ای فارسی دانسته ، نادرست است . تخمه به عنوان بیماری ای آزار دهنده در ادبیات عرب راه یافته است ، از جمله : «فَرُبَّ مَخْمَصَةٍ شَرٌّ مِن التُّخَم » (چه بسا گرسنگی بدتر از تخمه باشد؛ بوصیری ، ص 60). این واژه ، با تلفظ تُخْمه نیز در شعر فارسی به ضرورت وزن به کار رفته است (برای نمونه رجوع کنید بهمولوی ، ج 3، دفتر پنجم ، ص 112، سطر 1747). واژة تخمه در ایران تا دورة معاصر به کار می رفته است ( رجوع کنید به دهخدا، ج 1، ص 13؛ شاملو، حرف ت ، دفتر اول ، ش 963)، ولی اکنون از آن استفاده نمی شود. مترادف دانستن تخمه با هیضَة (وبا؛ جمال الدین انجو، ج 1، ص 743؛ برهان ، ذیل واژه ) و بَرَدَة (در واقع «ثقلِ سرد»، که ممکن است از عوارض وبا نیز باشد؛ زمخشری ، ج 1، ص 102؛ فیروزآبادی ، ذیل «برد»؛ سیوطی ، ص 152؛ تهانوی ، ذیل «البَرْدَة ») نیز نادرست و ناشی از خلط یکی از عوارض وبا (سوءهضم ، شکمروش ) با خود آن بیماری است . این واژه نه در قدیمترین پزشکینامة فارسی (سدة چهارم )، هدایة المتعلمین فی الطب اخوینی بخاری ، به کار رفته است (وی این بیماری را با عنوان «سوءالهضم » و «ناگواریدن طعام » وصف کرده است ؛ ص 358، 365 و جاهای دیگر) و نه در قدیمترین دارونامة فارسی ، یعنی الابنیة عن حقائق الادویة موفق هروی (سدة چهارم ).

هفته ای که گذشت 2


چند روزی بود جوانک مان به سردرد گرفتار آمده بود. آزموده هایم به من می گفتند که هیجان و نیروی جوانی و ترس از آموزشگاه انگیزه هیجان خون و دردسر وی گردیده است. بنا به به پیشنهاد بانو به پزشک خانه نزد آقای فلاطونی رفتیم. برای درمان سردرد پسر نوجوان مان. ایشان ما را فرستادن برای انواع آزمایش. برآشفتم و به او گفتم جناب پزشک:

برچینید این خوان پزشکی نوگرایانه تان(مدرن) را . او هم در پاسخ گفت: شما برچینید آن خوان کهنه را(طب سنتی) دعایی تان را.

پاسخ دادم: پزشکی جدید شما برای هر دردی چه بسیار آزمایشگاه و نگارخانه(عکسبرداری) می فرستند. برای یک دل درد و دل پیچ ساده که چه بسیار از سردی مزاج(سرشت) شکم و گاهی سوء هاضمه(بدگوارشی)است، و درمانش خوردن شونیز (سیاهدانه) با عسل+شربت جالینوس؛ چند ماه بیمار را سرگردان می کنید و در پایان هیچ دستگیرش نمی شود. می گویید: IBS(سندرم روده تحریک پذیر است و درمانش ناشناخته)

پاسخ داد: انگیزه سردرد جوانک شما «میگرن» است. گفتم خوب اکنون اگر نام دردش میگرن باشد، درمانش چیست؟ گفت باید همه عمر(روزگار) قرص(Tablet) بخورد و آمپول(Ampoul) سوزن بزند.

گفتم: من خود می دانم سردرد جوانکم چیست! از او اندکی خون میگیرم و دم کرده ریشه کاسنی می خورانم تا خونش زلال شود و حجامت بگیرد. استفراغ دَم بسیار سودمند است.

از کوره دررفتم و بیرون آمدم از پزشخانه اش.

به من گوشه زد که اگر بیماری داشتم که داروهای من به او سودی نبخشید وی را برای رمالی و دعاگیری به نزد شما می فرستم.  

هفته ای که گذشت 1


به اتفاق پسرم رفتیم بانک انتقال خون برای خونگیری، خانم دکتر گفت چون 18 سالش تمام نیست ما خون ایشان را نمی گیریم. آیین نامه سن خونگیری(اهدای خون) را 18 سالگی روا دانسته، اشتباه است. مگر آیین دادرسی کیفری و مدنی است که 18سالگی را پایه و الگوی خونگیری گذاشته اند؟ اگر خرید و فروش خون باشد، می توان گفت 18 سالگی الگوی سرمایه گذاری قانونی می تواند باشد. و گرنه در پزشکی باید ویژگیهای دیگر الگو قرار گیرند:

از جمله:

1- سحنه و تن آدمی

2- اندازه خون آدمی

3- نیاز به خونگیری با تشخیص پزشک

اگر چه بنده خود فرمان دادم که خونم بگرفتند و در شیشه بکردند. وانگهی چون نیازموده بودم. گفتم این بار اول نخستین و انجامین باشد. آدم کم خونی چون من چه به خون دادن.

هر کسی وارد آن سرای خونگیری می شود نخستین پرسشی که از وی پرسیده می شود این است:

آمده ای خون بدهی؟ باید در جواب ایشان چه گفت؟

قهر و آشتی3


قهر و آشتی2


جهنم مشهد! بهمن 1392


قهر و آشتی


از کشکول شیخ بهایی(ره)

حکیمی بر مردی که دانش بسیار می‌اندوخت و بدان‌ها عمل نمی‌کرد، گفت: ای فلان، اگر عمر خویش در جمع سلاح فنا کنی، کی به جنگ خواهی رفت؟

شصت سال حمام نرفته ! چرا این مریض نمیشه؟


فایده


این قدر نوزادان را نبوسید ببویید! بزاق دهان شما به صورت آنها آسیب می رساند!


درود بر آقا محمد میر غیاثی...

پسر آدرسی، سایتی، ایمیلی....چیزی ندادی!

دیگه نمیشه جلوی شاغل شدن این جماعت را گرفت!



مسئولین در اشتباهند که با کم کردن سهمیه دخترا در کنکور و برخی وزارت خانه ها(وزارت نفت) خیال می کنند می توانند مانع حضور ایشان در مشاغل شوند یا جای آقایون را باز کنند به چند دلیل:
1- نرخ دستمزد خانمها در مشاغل پایین دستی و شرکت های غیردولتی(خصوصی) کمتر است به همین دلیل کارفرماها راحت تر با آنها کنار می آیند.
2- زنها در انجام برخی کارها دقیق ترند.
3- برخی مشاغل صرفاً مخصوص خانمها است(پرستاری و معلمی برای دختران(چون در کشور ایران پسران و دختران از هم جدا هستند.
4- دختران و زنها با وضعیت اقتصادی الان موجود در ایران مجبورند برا یکمک به خرج خانواده کار کنند یعنی همه اعضای خانواده به نوعی مجبورند کار کنند.
5- دختران و زنان به دنبال استقلال مالی هستند.
6- دختران و زنان به هزار و یک دلیل از جمله آشنایی با محیط اجتماع و ازدواج و ...دیگر در خانه بند نمی آیند چون خانه را زندان می دانند.

تحریک اعصاب در طب

نقل از نسخه خطی «غایة التلفیق» ص51:

از تدابیر نیک که انعاس و تحریک اعصاب می کند:
1- دلک(ماساژ)خشک با پارچه های پشمی یا به ادویه محرکه و به محمرات
2-مالش
3-حمام
4-دوش گرفتن با آبهای شور یا گوگردی و دوشهای آبهای سرد و حمامهای دریایی
5-الکتریسیته

علل و عوامل خارش در طب


علل خارش:
خارش ها به لحاظ موضع خارش و مدت خارش و منشاء خارش به چند دسته تقسیم می شوند:
1- اگر موضع خارش جاهای تاریک و مرطوب بدن از جمله کشاله ران و زیر بغل و رحم(واژن) و مقعد باشد اغلب ناشی از قارچ ها و مخمرها و میکروبهاست و در مورد مقعد اغلب کرمک هست.
2- مدت خارش: حاد و مزمن. حاد معمولاً حساسیت به سرما و گرما و بخار صنایع و مواد شیمیایی و ..است. و مزمن معمولاً ناشی از گرمی مزاج و غلبه صفرا و عملکرد بد کبد است
3- در مورد پوست اغلب علت؛ خشکی و شاخی شدن پوست هست .راه درمان مرطوب کردن به وازلین و گلیسرین و کرمهای مرطوب کنده و ویتامینه است.
4- منشاء خارش: منشاء خارشهای مزمن معمولاً کبد است. کبد چرب و صفرای بالا(گرمی مزاج) باعث خارشهای متفاوت در مواضع مختلف بدن می شود. و تا منشاء آن درمان نشود، هر چه کورتیکواستروئید و مسکن و ضد درد و ضد خارش استفاده شود باز خارش برمی گردد و درمان قطعی صورت نمی گیرد.
‎‏


سلفی گری...


سلام و درود با تشکر از فرمایشات استاد نصرالله پورجوادی!
سنت افراط و تفریط را که استاد از یاد نبرده اند. همیشه روبروی هر افراط و غلوی تفریطی متولد می شود. این سنت دیرینه است بجای مانده از طبیعت آدمی. رویکردی که آدمی از دین آموخت. دین بما هو دینٌ! البته بنده مؤید همه مظاهر تمدن بشری نیستم. نقدهایی هم بر آن هست. ولی چه اشکال دارد آدم از مواهب آن استفاده کند ضمناً از بدی ها و زشتی های آنرا دوری کند. مبارزه عده ای به نام سلفی ها اخباری ها یا سنت گرا ها -که البته هر کدام کیلومترها با هم فاصله دارند- در همین راستاست. آنها هر کدام به نوبه خود جوری راه مبارزه را انتخاب کرده اند. بقول شما یکی با کلام و کتاب دیگری با تفنگ و عده ای منفعل و منتظر برای ظهور نجات دهنده...

از فیس بوکم

نوستالژی خواب سر شب!
فراموش نکرده ام شبهایی را که کنار آتش پر دود می نشستیم. در پرتو چراغ نفت سوز مشق می نوشتیم. در تیرگی شبهای بارانی همکلاسیم را تا خانه همراهی می کردیم. خواب شیرین سر شب را با صدای باران روی ناودان آغاز می کردیم. شب را با ترنم شبنم صبح می کردیم. باز باران بود با ترانه زنگوله گوسفندانی که به چرا می رفتند. و چلچله های نشسته بر دیوار مدرسه.
از آن زمان خواب سر شب برای من خاطره شد. خاطراتی که دیگر هیچگاه تکرار نشدند! از آن زمان 25سال می گذرد.
خواب شب را امیدوارم بتوانم از چند جهت بررسی کنم. برخی جهات آن البته مقالات و پژوهشهایی درخور دارند. و برخی جهات مغفول مانده اند. فیزیولوژی خواب شب خوب کار شده. ولی در اعراض نفسانی خواب کم کار شده!

10مهر92


ببین شرایط از یک کودک روستایی و مردی به شدت عاطفی و اخلاقی چه ساخته که زن و بچه اش جلوی چشمش پرپر می شوند و او فقط نگاه می کند. هنوز هم می گویی تأثیر وراثت بیشتر از محیط است؟

...............................

فیس بوک یعنی با دوستان و دشمنانی زندگی کنید که ممکن است هیچگاه یکدیگر را نبینید!

..................................

رفتم که با قسمت بجنگم...قسمت نبود!

برگشتم!

.....................................

گاه گاهی می کشد سیگاری مرا به سوی خود

رفیقی

که تا آخر همراهم هست!

............................................

مشغول ذمه چیست؟

این اصطلاح فقهی است که در حقوق اسلامی هم کاربرد دارد. شکل نوشتن آن این طوری است: مَشغولٌ ذِمة - معنای این اصطلاح اینست: کار را به گردن کسی انداختن. ذمه(عهده) کسی را مشغول کردن یا کسی را متعهد کردن به انجام کاری است. کافر ذمی به کسی گفته می شود که در پناه حکومت اسلامی باشد یعنی حکومت اسلامی عهده دار امنیت و معاش ایشان است.

پ................................

دموکراسی یعنی دینت مال خودت مملکت مال همه است!

.....................................................

سر چندم این پیچ تاریخ ایم؟

معتقدم دورنمای جهان و مسایل آن قابل درک است.هر چند به اعتقاد برخي سر پيچ تاريخ باشيم. اما اینکه این چندمین پیچ تاریخ است؟ نمی دانم. ظاهراً این پیچ شیبش خیلی تند است. سنتی است که هر کس به اندازه ی وسعت فهم و احساسش آن را درک می کند. انسان به عنوان یک جرم صغیر و عالم اکبر یک کلی است که شناخت او بستگی دارد به آگاهی از علوم مختلف از جمله زیست شناسی، حقوق، اخلاق، فیزیک، دین، جامعه شناسی، رياضي، شيمي، روانشناسي، ادبيات، پزشكي و عرفان. و این علوم با هم در ارتباطند . هر چند بنده فيلسوف و رياضيدان و طبيب و شيميدان و فيزيکدان و متکلم و مفسر و فقيه و روانشناس و جامعه شناس و عارف نيستم؛ ولي بي اطلاع هم نيستم. در این پنجره مجازي اين مسائل را رصد كرده و با شما در ميان خواهم گذاشت

.....................

در دین سمحه و سهله ظاهراً ازدواج باید آسان باشد و طلاق آسانتر ...

.....................................1

بیشتر دوستانم از نیازمندانند، توانگران نیازی به دوستی ندارند...

...........................................

آنچه دلم خواست نه آن گفته ام...

پ....................................

وقت آن است که خود را ز غم آزاد کنیم!

میهن خویش به صد خون دل آباد کنیم

خاطر دوست اگر غمگین است

سینه از کینه تهی کرده دلش شاد کنیم

....................................

آزمون و خطا در دوستی خطا در خطاست!

.......................................

ما ایرانی ها متخصص در ایجاد مانع سر راه همدیگر هستیم...گاهی این موانع را چنان ناشیانه ایجاد می کنیم که از بد حادثه خود نیز بدان گرفتار می شویم!

این هم جبر تاریخ است؟

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

  .............................................

سی و پنج سال پیش من بودم و مدرسه و مزرعه و یک جفت کفش پلاستیکی بوگندو ، حالا پسرم مانده کدام کفش را بپوشد با شلوارش هماهنگ باشد! این پیشرفت نیست؟

.................................................

 دو چیز آفت زندگی هستند تاخیر و عجله

...........................................

عقده دوری از وطن!

در تعریف وطن هر کسی چیزی گفته است.

برخی گفته اند وطن آنجایی ست که دل خوش باشد. برخی در وطن خویش نیز غریبند.

شاید در این دنیا دوری از وطن به نوعی غربت اندر غربت است. و زندان در زندان! شاید تا وقتی انسانی غریب نباشد زندگی غریبه ها را آن طور که باید درک نمی کند. البته این غربت گاهی اختیاری است و گاهی اجباری. گاهی کوچیدن است و گاهی کوچاندن! یکی از عقده های دامنگیر نسل ها همین غربت است و غریبی! ظاهرش اینست که نسلی می رود و نسلی می آید! اما در واقع پشت این رفتن ها و آمدن ها دنیایی عقده است. عقده چند هویتی و دوگانگی یا بی هویتی! عقده تناقض و تضاد درونی آدمها و سرزمین ها! عقده ندیدن ها و دیدن ها! عقده دوری و هجر ! قصه ها دارد و غصه ها...

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 ..................................

 

Ali Alizadeh

‏اکتبر 29‏ با ‏تلفن همراه‏

برای دیدنش گاهی

پیاده

اگر به پای ران نشود

سواره

با پای جان خواهم رفت

....................................

ماندن من ماندن یک سنگ نیست

مردن من مردن یک برگ نیست

بودن من غربت اندر غربت است

رفتن من شربت اندر شربت است

....................................29

چه بسیارند آنچه نمی دانیم!

................................

لورم من و بی پرده سخن می گویم...

..........................ه

 

آیا نگهداری پوشش ها و گویش ها و ابزار زندگی به نگهداری سنت ها کمک می کند؟

حالا ادامه پست «سنت ها» در جواب احسان جان:

دیروز مجال اندک بود و حرف بسیار :

اما اندر باب سنت ها در ادامه جمله احسان که گفته بود «سنت ها بدون تعصب قشنگ هستند» بگویم که : این مطلب دیروز به خاطر فاتر رسید. داشتم از گذرگاهی نزدیک حرم امام رضا ع پیاده می رفتم که چشمم به چند همزبان لُر افتاد. به لهجه محلی با هم گفتگو می کردند. ا...ادامه ...

پ


 .....................................

.................... سنت ها وقتی قشنگند که از تعصب خالی شوند. مثلن روسری خوبه، به شرطی که موهای گیس شده از اطافش جاری باشند!

   ......................................

 

.................................

ای کاش مشاعره می کردی و تو با او مشاجره نمیکردی و به او از آباده میگفتی .

من او رابه کوه دعوت میکردم

پسندیدم ·

Ali Alizadeh

اکتبر 28

دانا هم داند و هم پرسد. نادان نداند و نپرسد!

بپرسیم و پاسخ دهیم!

همین که در اذهان پرسش ایجاد کنیم نشان اینست که زنده ایم!

کسی که پرسشی ندارد مرده است!

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Elham Bahar‏، ‏Sedighe Bolandian‏، ‏Morteza Fallah‏ و ‏‏2‏ نفر دیگر‏ این را می‌پسندند.

    Kourosh Arianpour · 2 دوست یکسان

    مراقب باشید پرسش هاتان مانند من کار دستتان ندهد

    در تاریخ ‏اکتبر 28‏ و ساعت ‏12:22‏ · پسندیدم

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 28

کجاست آن حسن روز افزون ؟

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Morteza Fallah‏ و ‏Mohammad Naimabadi‏ از این خوششان آمده.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 28

این شال سبز نشان سروری ما به خلق عالم است!

افسار نیست

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Mohammad Naimabadi‏ این را می‌پسندد.

    Kourosh Arianpour · 2 دوست یکسان

    نه ! دقیقن همان افساراست که 1400 برای سواری گرفتن و فریب همه مردم دنیا بهره گرفته شده است

    در تاریخ ‏اکتبر 28‏ و ساعت ‏12:24‏ · پسندیدم

    Ali Alizadeh محسن تند نرو. عمداً اینو نوشتم ببینم واکنشت چیه!!!!!!!!!!

    در تاریخ ‏اکتبر 28‏ و ساعت ‏12:27‏ · پسندیدم

    Kourosh Arianpour · 2 دوست یکسان

    همین که دیدی واکنش و کنش من است.

    چشم ها را باید شست ؛ جوری دیگر باید دید

    مگر مردم دنیا از دست پخت تازیان در این سده ها که رفت چیزی جز کشتن؛ شلاق؛ بریدن دست و سرو برده داری چیزی دیگر دیدند؟؟؟؟؟؟؟

    در تاریخ ‏اکتبر 28‏ و ساعت ‏12:29‏ · پسندیدم

    Kourosh Arianpour · 2 دوست یکسان

    در ضمن م.ح.س.ن ( نام تازی من ) به گور رفته است و من با نام پارسی ام نامیده می شوم

    در تاریخ ‏اکتبر 28‏ و ساعت ‏12:29‏ · پسندیدم

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 28 · ویرایش شده

سجع مهر: یا هادی من استهداه

نگاره: ‏سجع مهر: یا هادی من استهداه‏

پسندیدم · · نگاشت را دنبال نکن · اشتراک‌گذاری

 

    ‏مرکز پژوهشی میراث مکتوب‏ و ‏Mohammad Naimabadi‏ از این خوششان آمده.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 28

مراحل ازدواج و زایمان در قرن 20 و قرن 21:

قرن 20: نامزدی- عقد-ازدواج- زایمان

قرن 21: دوستی-زایمان-ازدواج-عقد

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Mohammad Naimabadi‏ این را می‌پسندد.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 28

اگر این مولوی و حافظ و ...نبودند!

مولوی و حافظ و سعدی و فردوسی و دیگر بزرگان ادب این مرز و بوم تنها به شعر و شاعری مشهور نیستند و تنها ما نه مدیون شعر و ادب ایشان هستیم؛ بلکه ایشان حق بزرگی به گردن سیاس ها و سیاسیون این مملکت نیز دارند. هر حزب و گروه و جناح و دسته ای به میل و مزاج خود از اشعار این بزرگواران شاهد می آورند و استفاده می کنند. هر چند شاهد آوردن این گروهها محدود به ادبیات و شعر نمی ش...ادامه ...

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Sedighe Bolandian‏، ‏Morteza Fallah‏ و ‏Mohammad Naimabadi‏ این را می‌پسندند.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 28

شکر خدا چنانکه دلم به من گفته است

تنها گلی از هزار گل وجودم شکفته است

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Morteza Fallah‏، ‏Mohammad Naimabadi‏ و ‏Sedighe Bolandian‏ این را می‌پسندند.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 28

سلامت را که می خواهند پاسخ گفت

به اکراه دست می آرد برون از جیب

...

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Mohammad Naimabadi‏ این را می‌پسندد.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 28

شجرة طیبه...فرعها فی السماء

شجرة خبیثة اصلها فی الخلا...

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Morteza Fallah‏، ‏Mohammad Naimabadi‏ و ‏Sedighe Bolandian‏ این را می‌پسندند.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

‏اکتبر 27‏ با ‏تلفن همراه‏

حکیم شهر بگفت این سخن به گوش حمارش

که هر که خر شود البته شوند سوارش

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Sedighe Bolandian‏، ‏Mohammad Hosein Hakim‏ و ‏Mohammad Naimabadi‏ این را می‌پسندند.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 27

شیخ شوخ طبع

 

باز شيخ شوخ طبع شهر ما

 

جوک بيان فرموده اند از بهر ما

 

بس که خنديديم غش و غش و غش

 

روده هامان پاره شد از گفته اش

...ادامه ...

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Mohammad Naimabadi‏ این را می‌پسندد.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 27

اگر بیت العدلی باشد جیش العدلی بوجود نمی آید

عدالت حضرت علی علیه السلام آنگونه که از دوست و دشمن شنیده ایم اسطوره ای و مثال زدنی است. اما نباید در مقام مثال اکتفا شود. آن بزرگوار همواره به دنبال عدالت بودند. و جان خود و فرزندان شان را گذاشتند و گذشتند. به دنبال تاسیس بیت العدل بودند. خانه عدالت یعنی عدالت پایدار . که بیت المال بخشی از این بیت العدل بود. ما قبل از اینکه مسلمان باشیم هویت مان ایرانی...ادامه ...

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Sedighe Bolandian‏، ‏Mohammad Naimabadi‏ و ‏Majid Jalise‏ این را می‌پسندند.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 27

پر از عقده های جوراجور

به ارث رسیده

از گذشته های دورادور

عقده خوردن آدم از

میوه درخت انگور

عقده زندگی کردن

با قومی

خشن تر از هر زور

فغان که

به جانم افتاده اند چون مور...ادامه ...

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Mohammad Naimabadi‏ این را می‌پسندد.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 27

درباره وبلاگ مکتب سادگی من:

 

سادگی در ابتدا روش زندگی انسان اولیه بود. سپس تبدیل به یک نظریه هنری شد به نام نظریه سادگی (Simplisity Theory).ساده‌گرایی، ساده‌پسندی یا مینیمالیسم (Minimalism) یک مکتب هنری است که اساس وجود و آثار خود را بر پایه سادگی بیان و روش‌های ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی و یا شبه فلسفی بنیان گذاشته‌است.(به نقل از دائرة المعارف ویکی پدیا) به تدریج این نظریه به حوزه علوم دی...ادامه ...

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Mohammad Naimabadi‏، ‏Morteza Fallah‏ و ‏Ali Soleimani‏ این را می‌پسندند.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 26

نه به اشتری سوارم

نه چو خر به زیر بارم

نه خداوند رعیت

نه غلام شهریارم

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Morteza Fallah‏ و ‏Mohammad Naimabadi‏ از این خوششان آمده.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 26

کافر بودن شوخی سنگینی است که محیط با من کرد من سالها کافر بوده ام بی آنکه خدا را فراموش کرده باشم!

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

    Mohammad Hosein Hakim‏ و ‏Mohammad Naimabadi‏ از این خوششان آمده.

    Ali Alizadeh

    یک دیدگاه بنویسید...

 

Ali Alizadeh

اکتبر 26

مرگ همیشه هست به زندگی بیندیشیم!

مطالب فیس بوکم تا تاریخ 4مهر92


پاییز را بخاطر تو دوست دارم

برای دیدنت روزشماری می کنم

عشق من

اسطوره جاودان

....بلوط

...........................................

جا دارد یک فیلم «اشکها و لبخندها» جدید باید ساخته شود از مردم ایران ؛چنان برنامه ریزی کرده اند که یک روز اشک ملت را در بیاورند یک روز لبخندشان را ؛ یک روز ولادت است روز بعدش شهادت ؛ تا تعادل ملت بهم نخورد! ماندیم شبی که ولادت یک بزرگ و شهادت بزرگوار دیگری است چه کنیم...

آن محتسب تو گویی

تقسیم کرد ایام

روزی ولادتش خواند

روزی شهادتش خواند

اشکم به چشم ماند

و عید دگر نیامد

.........................................

نگوییم «مرگ بر آمریکا» بگوییم

«آمریکا خواهر و مادرت

.

.

.به عزات بنشینه!

.................................................

از خداسالاری تا خودسالاری:

نگاهی فلسفی به صدر و ذیل جامعه ایرانی

جامعه ایران را از دیرباز تا امروز یک جامعه توحیدی(تک خدایی) بدانم یا یک اجتماع غیرتوحیدی(چند خدایی) ، می خواهم آنرا به لحاظ حاکمیت عام به این صورت تقسیم کنم:

1- خداسالاری(حاکمیت خدای واحد - حاکمیت خدایان و پادشاهان)از ابتدای تاریخ ایران باستان تا ظهور پادشاهی در ایران

2- (حاکم سالاری)حاکمیت پادشاهان -از ظهور پادشاهی در ایران تا حاک...ادامه ...

......................................................

علت و عوامل شیوع بیماری بی اعتمادی در ایران امروز( بین فامیل و غیرفامیل):

1- فضولی کردن در زندگی همدیگر

2- عدم قناعت

3- سوداگری و نگاه تجاری به دین و دنیا

4- ایدئولوژی خاص و نگاه بسته و تنگ به دین داشتن

5- عدم پاسخ گویی به محبت و ناشکری

6- مزاحمت و اصل تزاحم

..............................................

حدود یک ساعت پیش

عرق خوردن عرقدان را شکستن!

..................................................

عشق را به حافظه ات مسپار

به دلت بسپار تا ماندگار باشد

............................................

هر که هستی و هر کجا هستی

 

...در عیش کوش و مستی

 

...بگذار کجی و ناراستی

.................................................

حتی زشت ترین انسانها هم خود را در آینه زیبا می بینند؛ آینه مهربان نیست؛ زیبایی نسبی است!

.......................................................

همه از مرگ می ترسند من از زندگی!

...............................................

هر چیزی یکبار تجربه کردنش می ارزد حتی مرگ!

.............................................

هیچ چیز عجیبتر از این نیست که ما انسانها همه تشنه محبتیم ولی از همدیگر دریغ می کنیم!

محبت را از حیوانات بیاموزیم هیچگاه از یکدیگر دریغ نمی کنند!

زندگی را از حیوانات بیاموزیم نه نقابی بر چهره دارند! نه هیچگاه خود را سانسور می کنند!

ما سوداگران محبتیم! مترصدیم که آنرا صید کنیم و سودی بدست بیاوریم!

...................................................

برگهای درخت شعرم در پاییز احساس خشکید!

...............................................

نوشته های بارانی

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست...

باران آمد نازنین! دشت دلت آباد! هر چه بادا باد!

باران آمد آن مرد در باران رفت...

باران از کجا می داند کجا چشمه باشد و کجا سیل...

امروز صبح زودتر از باران بیدار شدم و او را غافلگیر کردم!

......................................................

که با من هر چه کرد آن آشنا...کرد

..................................................

مردن من مردن یک برگ بود؟

..........................................................

بجای دولت تدبیر و امید بنویسیم دولت «تردید و امید»

..................................................

امروزه آلودگی را اقسامی اس از جمله آلوده گی به تروریس و نفت و مشتقات آن و co و سرب و بخارات جیوه و پسماندهای شیمیایی و صنعتی و رسوبات سرب و آرسنیک و دیگر فلزات سنگین و بارانهای آلومینیوم و ...و فاضلابهای انسانی و مه دود و ریزگردهای خاک...

آلودگی های میکروبی و بیماری های نادر مانند ایدز و مالاریا و ...تا جایی که بنده اطلاع دارم در ایران بدین لحاظ تهران و اهواز و مشهد فقط 20روز نرمال در طول سال دارند. یاسوج ما را بی خیال داداش!

.................................................................................

هیچ گاه گفته استاد طبم دکتر... را فراموش نمی کنم گفت :« یادت باشد تهرانیها گران خَرند؛ مشهدیها مفت خَرند» شما موافقید؟

........................................................

اشهی لنا و احلی من قبلة العذارا

آن تلخ وش نخواهم ای نازنین یارا

بر ما نظر نکردی این بار هم گذارا

بر من جفا بکردی رو یاد کن خذا را

......................................................

آن سیه روی که نام او قهوه است/مانع النوم و قاطع الشهوه است

............................................

.....................................................

کار ما هست شناسایی راز گل سرخ؟

........................................................

شناخت عیوب نفس به وسیلة دیگران:

رازی دو طریق شناخت عیوب نفس را تمایز می‌دهد: تدبّر عقلانی بر خویش و رؤیت عیوب خویش در آینة دیگران. اما وی برای دست‌یابی به عیوب نفس به دومی توصیه می‌کند. این دو طریق را به ترتیب خودنقدی و نقدپذیری می‌نامیم. سرّ اینکه رازی خود نقدی را به میان نمی‌آورد، این است که از نظر وی «خود دوستی (حب نفس) و صواب‌انگاری و نیکوپنداری افعال خویش مانع می‌شود که هوی را از خود بازداریم. انسان به سبب خود دوستی از اینکه با دیدۀ عقل محض و خالص به خُلق و سیرۀ خود بنگرد و معایب خویش را بشناسد، ناتوان است» (رازی، 1386، ص23).

............................................

بگذار جوانی کنم فرصت پیری بسیار است!

.................................................

دریغا آنقدر ما را به احکام دین سرگرم کردند که اصل آن را فراموش کردیم!

..............................................

آب را ول نکنیم

نان را ...

شاید آن سوتر

کودکی...

............................................................

لندن را مِه فراگرفته است و تهران و مشهد ما مِه دود!

هر دو تا مه اند اما این کجا و آم کجا!

....................................................

تا حجاب های درونی برداشته نشود حجاب بیرونی ماندگار نیست

……………………………………….

‏آنچه خود داشتیم ز بیگانه تمنا می کنیم...

…………………………………………..

گذشت روزگاری که پدران ما

به سبیل یکدیگر

قسم می خورند

الان دیگر به ریش آقا هم

قسم بخوری

کسی باور نمی کند

.................................................

گم شد در هیاهوی شهر

صدای چوپان دروغگو

فریاد ریزعلی

تصمیم کبری...

فیس بوک من تا 25مهر92

 

تا 25مهر92

همین لحظه و درست همین لحظه به خاطر فاتر رسید

زمانی را تاریخ به یاد می آورد که نه قلمی بود نه امکانی نه سوادی و زنان ما و بهترین زنان دنیا بهترین هنرشان رخت شویی بود و بچه داری! اکنون این خوان گسترده را تماشا کنید ! چه هنرها چه شعرها چه بناها و چه و چه علومی را که این جماعت روزانه نمی آفرینند...دست مریزاد!

.......................................

کوککاگری؟

....................................................

لب

لویله سرخ ایکنی مث کوگه مهسی

افسوس که دعا کردی بختمه بهسی

...........................

لویله سرخ ایکنی حونه و حونه

ایگردی من مال گل ایگری بونه

..............................................

روزی که پول تو جیبم نیست انگار لختم خجالت می کشم تا سرکوچه بروم یا حتی از ماشین پیاده شوم یا با دوستی گفتگو کنم...

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

......................................................

چون تو بیایی

دلی نمانده مرا که غمی داشته باشد

......................................................

آیون! تباهی نسل ما و فرزندان ما نتیجه عقده گشادی شماست...

.......................................................

این خاک سفله پرور شده...

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

...........................................................

خانه قبر کجاست؟

شاید این نزدیکی

شاید هم خیلی دور

و زمین متری چند

می شود آن هنگام

مَرد

تا دیر نشده

باید مُرد...

.................................................

چقدر سخت است شهرت، بیشتر وقت آدم در مراسم ختم این و آن تلف میشود خصوص اگه شهرستان باشی!

..............................................

ما ایرانیها اگر فضولی نکنیم هلاک می شویم!

....................................................

بسمل...خدایا این قربانی را از من بپذیر! ای بابا این چاقو چرا کند شده! زن! تو ایقد تقلا نکن...پسر بدو یه کارد بردار بیا...

........................................................

مهرماه که میشد با چه شوقی میرفتیم مدرسه مدتی که میگذشت گاهی معلم اگر دیر میامد خدا خدا میکردیم اصلا نیاید یا باران سیل آسایی بیاید یا قیر میکردیم تو سوراخ قفل مدرسه تا مدرسه را به تعطیلی بکشانیم فک کنم داستایوفسکی عشق و نفرت را بر اساس همین خاطرات نوشت!

...............................................

این مردم همان مردمند...

.....................................................

افسوس که قربانی جهل خویش گشتیم...

..............................................

دوستان توی کلامتون نیشکر...

این روزها پزشکان ما را از شکر و هر آنچه در آن شکر باشد برحذر می دارند! مرض قند گسترده شده. مانده ام با این وجود چرا مردم ایقدر تلخند!

...........................................

خودت را به آینه نشان بده! ببین خودت را می شناسی! دیر وقتی است عوض شده ای!

..................................................

مرا رصد کن! خیلی زود غروب خواه کرد و از آسمان تو خواهم رفت!

............................................

جهنم را زرنگها درست کردند برای بهشت کردن دنیای خودشان...

...............................................

خواب تمرین مرگ است...

.............................................

رفتی و از رد پایت اثری نیست...

............................................................

زن در نگاه سعدی

زنانی که طاعت برغبت برند

ز مردان ناپارسا بگذرند

ترا شرم ناید ز مردی خویش

که زن را بود کرد و قول از تو پیش

پسندیدم · · اشتراک‌گذاری

 

......................................................

دیکتاتورها نمی میرند؛ روحشان به دیکتاتور بعدی منتقل می شود.

گرگند در لباس میش و

بیگانه در پلاس خویش

....................................................

تصویر ذهن آدمها را عوض کن؛ زندگی شان دگرگون می شود!

.................................................

همیشه سرگرم کاری باشید ؛ عزرائیل در کمین آدمهای سرگردان است!

..............................................

به سراغ من اگر می آیید

تا زنده ام

گرم و پیوسته بیایید

سر قبرم

سرد و دلخسته نیایید

مبادا که بشکند این قلب تنهای من

مطالبی که تا این تاریخ در صفحه فیس بوکم نوشته ام...

    از من به شما...ریش و قیچی خود را دست دیگران ندهید!

    مدیر سازمان و همکاران چپ چپ نگاه می کنند!

    مادر می گفت: ریشت را کوتاه کن!

    پسرم می گوید یه نمه ریش بذار!

    همسرم هر 5 دقیقه یکبار گیر می دهد که برو از ته بزن!

    دکتر ...گیر داده که ریش پروفسوری بذار به دماغت بیاید و الا...

    اینست سزای کسی که از اول اختیار ریشش را به دیگران دهد!

...............................................................

    ممد نبودی ببینی که گدایان معتبر شدند

    برای درخت سبز حقیقت تبر شدند

    لئیمان بسوی خوان وطن حمله ور شدند

..............................................................

    لطفا سرعت گیرها را از سر ملت بردارید!

    منظورم سرعت گیرهای خیابان و جاده نیست آنها بجای خود نیک است! من همین مزاحمتها کارشکنیها کاغدبازی ها و دغل بازی ها و سیاست زدگی ها و تبعیض ها و باندبازی ها...را می گویم!

.................................................................

    تو که با ما سر یاری نداری/گلی تاب و تب خاری نداری...

................................................................

    تا که چشمش به جمال رخ آن یار افتاد...

    هر چه در کیسه خود داشت به یکبار افتاد

.............................................................

    دموکراسی در یک کلام می گوید حکومت ارث پدر کسی نیست!

..................................................................

    برای شادی امام زمان دهانتان را ببندید کارتان را بکنید!

.........................................................

    چنان از دینمداران بیمناکم...

...................................................

    از برخی دینداران خیلی متنفرم طوری که حاضر نیستم هیچ نشانی از دینداری همراه خود داشته باشم

..........................................................

..............................................

    باید که ویندوز خود را عوض کنیم..

.............................................

    ویروس تفکیک جنسیتی را که از مقطع دبستان وارد جامعه کرده بودند؛ دانش آموزان و خانواده ها را به بیماری بدبینی و تابوی ج ن س ی مبتلا کرد. این ویروس را سپس به دانشگاه هم سرایت دادند؛ حتما تا چند وقت دیگه مهدکودک و سینما و خیابان و پارک ...را آلوده میکنه!

....................................................

    هزار وعده خوبان یکی وفا نکند

    از وفا گذشته کاش جفا نکند

.............................................

    افسوس که بیهوده به فیس بوک شدم...چندیست که آلوده این خوک شدم

.............................................................

    در دیار هندوستان پشت سر یک گاو معطل شدن به که در ایران پشت سر یک خانم رانندگی کردن!

...............................................

    گرم بساط عیش مقدر شود

    به یک سگرمه دلبر هدر شود

    هزار غم نهفته در دل آری

    به یک کرشمه و نازش بدر شود

..........................................................

    زمانی که دندون داشتیم نون نداشتیم!!

.......................................................

    کار درمانی رفیق درمانی ماساژدرمانی آب درمانی ازدواج درمانی مسافرت درمانی فیس بوک درمانی مرگ درمانی کوفت درمانی... سکوت درمانی ...کدامیک را پیشنهاد می کنید؟

.............................................................

    اگه چاقهای دنیا یک وعده غذا کمتر بخورن با پول اون چه میشه کرد؟

..................................................

    تارهای سفید موهایم را میکنم به نشانه اعتراض به وضع موجود!

........................................................

    دوام دولت ما به ز عزت ملت ما

    .....................................

    مجمع عمومی سازمان ملل هم شده جایگاه معرکه گیری ایران و اسراییل!

..........................................................

    امشب یک سکه صد تومانی ته جیبم پیدا کردم میرم یک نخ میگیرم میکشم تا فردا هم خدا کریمه! زمانی با همین سکه یک پرس چلوکباب میخریدم!

..................................................................

    پاییز بهترین فصل برای مرگ و بدترین فصل برای زندگیست! این را از درختان آموختم

..............................................................

    زندگی را باید از بالا نگاه کرد و از پایین...

.............................................................

    تفاوت عصر حاضر با گذشته در اینست که اکنون ما به سختی به وجود یکدیگر عادت می کنیم و به سادگی فراموش می کنیم

.............................................................

    وقتی در رگهای حیات ملتی اعتماد بخشکد زندگی جریان ندارد. مغازه دار به شاگرد اعتماد ندارد. پدر به فرزند. ننه به بابا .همسایه و...

.........................................................‏

    اندیشه ما ایرانیها همانند معماریمان سیاه و سفید است رنگی نیست

..........................................................

    به امید روزی که آقا ظهور کنند و دیگر پارک=پنجری نباشد

.................................................................

    گزینه جنگ را از روی میز برداشتند. رنگ را جایگزین آن کردند

.................................................................

ای کسانی که ایمان نیاورده اید!


ای کسانی که ایمان نیاورده اید!
ذره خدا کشف شد...ولی معلوم نشد این ذره را کی آفریده...؟
مسئلة: آیا ممکن است ارتباطی میان کشف ذره هستی بخش (خدا) با خدای ادیان ابراهیمی باشد؟ به این آیه قرآن توجه کنید:
متن عربی آیه :
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
ترجمه فارسی:
خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانی است که در آن ، چراغی باشد ، آن چراغ درون آبگينه ای و آن آبگينه چون ستاره ای درخشنده از روغن درخت پر برکت زيتون که نه خاوری است و نه باختری افروخته باشد روغنش روشنی بخشد هر چند آتش بدان نرسيده باشد نوری افزون بر نورديگر خدا...

براساس مدل‌هایی که تکامل عالم را بررسی می‌کند، می‌دانیم در ابتدای شکل‌گیری عالم ذرات جرم نداشتند. اما در دوره‌ای نسبتا کوتاه، هر یک از ذرات جرم مشخصی را به دست آوردند و این جرم ذرات بود که روند بعدی تکامل عالم را مشخص کرد. برخی از ذرات مانند فوتون‌ها که ذرات تشکیل‌دهنده نور هستند، بدون جرم ماندند و توانستند بدون محدودیت در عالم سفر کنند؛ برخی دیگر اما جرم پیدا کردند و رفتارشان تغییر کرد. سوال مهمی که در دنیای فیزیک وجود دارد، این است که چه چیزی باعث شد تا ذرات عالم جرم‌دار شوند؟برای اینکه اهمیت این داستان را بهتر درک کنید، نگاهی به جهان اطرافتان بیاندازید: جهان اطراف ما از مواد مختلفی ساخته شده است. من و شما و هر آنچه می‌بینید، هر یک از ترکیبات و مواد گوناگونی تشکیل شده‌اند. اما اگر اندکی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم همه این مواد قابل تبدیل به تعداد محدودتری از ذرات تشکیل‌دهنده هستند. برای مثال همه اشیا از مولکول‌هایی تشکیل شده‌اند.
تنوع و تعداد این مولکول‌ها بسیار زیاد است اما هر ترکییی که داشته باشند، قطعا از عناصر محدودی شکل گرفته‌اند که آنها را در طبیعت می‌شناسیم. همه این عناصر به نوبه خود از ذرات بنیادی‌تری به نام الکترون، نوترون‌ و پروتون شکل گرفته‌اند و خاصیت مختلف هر یک از آنها به این برمی‌گردد که چه ترکیبی از این سه ذره در کنار هم قرار گرفته باشند.
برخی از این ذرات به نوبه خود از ذرات بنیادی‌تری شکل گرفته‌اند. بررسی این ذرات بنیادی می‌تواند ما را به درک جهان اطرافمان یاری کند. ترکیب این ذرات که آنها را ذرات زیر اتمی می‌نامند، کمک می‌کنند بفهمیم چه قوانینی بر جهان ما حاکم است. اهمیت این دنیای فوق‌العاده کوچک مقیاس و در عین حال فوق‌العاده مهم باعث شده تا گروهی از دانشمندان تمام تمرکز و هم و غم خود را به رازگشایی از این جهان شگفت و توصیف آن با کمک نظریه ذرات بنیادی مبذول کنند.
نظریه ذرات بنیادی مانند هر نظریه دیگری در دنیای علم بر مبنای مشاهده‌ها شکل می‌گیرد، پدیده‌ها را پیش‌بینی می‌کند و در برابر آزمایش‌های جدید محک می‌خورد و اگر از آن سربلند بیرون آید مستحکم‌تر شده و اگر در آزمایشی شکست بخورد نظریه دیگری را باید بر مبنای نتایج جدید تدوین کرد. به همین دلیل برای توصیف یک پدیده، گاهی نظریات مختلفی مطرح می‌شود که هر کدام بتواند بهتر از پس چالش‌های پیش‌رو برآید، جای پایش محکم‌تر می‌شود و بیشتر مورد قبول قرار می‌گیرد.

در تعریف ذره خدا در ویکی پدیا آمده:

بوزون هیگز (به انگلیسی: Higgs boson) یا سازوکار BEH معروف به ذرّهٔ خدا، یک ذره بنیادی اولیه فرضی دارای جرم است که وجود آن توسط مدل استاندارد فیزیک ذرات پیش‌بینی شده‌است.. مشاهده تجربی این ذره ممکن است بتواند درباره چگونگی جرم‌دار شدن ماده توسط ذرات بنیادی بدون جرم دیگر، توضیح دهد. به طور خاص، بوزون هیگز، احتمالاً می‌تواند دلایلی برای تفاوت‌های بین فوتون که بدون جرم است و بوزون‌های W و Z که نسبتاً پرجرم هستند، ارائه کند. جرم ذرات بنیادی، تفاوت‌های بین الکترومغناطیس (که توسط فوتون‌ها ایجاد می‌شود) و نیروی هسته‌ای ضعیف (که توسط بوزون‌های W و Z ایجاد می‌شود) در ساختار میکروسکوپیک (و به‌طبع ماکروسکوپیک) ماده مؤثر هستند؛ بدون هیگز الکترون‌ها و کوارک‌ها بدون جرم می‌شوند، درست مثل فوتون و ذرات نور. آنها خودشان با سرعت نور حرکت می‌کنند و تشکیل اتم‌ها و ملکول‌ها غیر ممکن خواهد بود. بدون این بوزون بی تردید دنیا جای کاملا متفاوتی می‌بود.

بنابراین، بوزون هیگز یک مؤلفه بسیار مهم در دنیای ماده‌است.

آیا ممکن است این کوچکترین واحد سازنده اتم که شبیه فوتون(نور) است همان مثل نور خدا باشد؟ در صورتی که پاسخ مثبت باشد ؛ آیا به قول فلاسفه دور و تسلسل بوجود نمی آید؟ که مگر می شود سازنده این جهان، خود مخلوق باشد؟

با توجه به اینکه برخی دانشمندان فیزیک از جمله »هاوکینگ» معتقدند که جهان تصادفی بوجود آمده است. و برخی قائل به وجود آفریننده و خالقی هستند. با کشف این ذره به کدامیک از این دو نظریه به لحاظ علمی نه ادیان میرسیم؟