دورنما

وبلاگ شخصی علی علیزاده آبده گاه

درباره علی علیزاده :

معتقدم دورنمای جهان و مسایل آن قابل درک است.هر چند به اعتقاد برخي سر پيچ تاريخ باشيم. سنتی است که هر کس به اندازه ی وسعت فهم و احساسش آن را درک می کند. انسان به عنوان یک جرم صغیر و عالم اکبر یک کلی است که شناخت او بستگی دارد به آگاهی از علوم مختلف از جمله زیست شناسی، حقوق، اخلاق، فیزیک، دین، جامعه شناسی، رياضي، شيمي، روانشناسي، ادبيات، پزشكي و عرفان. و این علوم با هم در ارتباطند . هر چند بنده فيلسوف و رياضيدان و طبيب و شيميدان و فيزيکدان و متکلم و مفسر و فقيه و روانشناس و جامعه شناس و عارف نيستم؛ ولي بي اطلاع هم نيستم. در این پنجره مجازي اين مسائل را رصد كرده و با شما در ميان خواهم گذاشت.

AlizadehAbi@Gmail.com

مطالب فیس بوکی ام

مرگ یکبار .شیون یکبار یکبار!

ما و انرژی هسته ای و انقلاب و آرمان و...

Ali Alizadeh

درد بودن درد شدن درد ماندن درد رفتن درد جاودانگی درد زندگی

Ali Alizadeh

ماجراهای علم و دین2:

علوم غریبه: جن و ملک و روح و تسخیر آنان

تصرف در طبیعت موجب خسران است. همین طور تصرف در جن و ملک و روح موجب خسران است

Ali Alizadeh

ماجراهای علم و دین1:

فوتون (نور):

علم و دین در یک جاهایی به هم می رسند..

Ali Alizadeh

شما چایی را به خاطر قندش می خورین یا برعکس؟

Ali Alizadeh

ملت همیشه گشنه ایران/..

Ali Alizadeh

لوث می کنند .پس لوس می شویم!

تاثیر شبکه های اجتماعی (تلفن همراه: فیس بوک و...)و مرگ مرتضی پاشایی؟

Ali Alizadeh

سبک زندگی خود را می شود تغییر داد؟

Ali Alizadeh

لعنت بر مخرجی که بی هنگام باز شود !

Ali Alizadeh

‏فریدون آدمیت به نقل از طبایع الاستبداد کواکبی به ترجمة عبدالحسین میرزا آورده است: «همانطور که استبداد نمو عقلانی را سد می نماید، اخلاق مدنی را ضعیف و فاسد گرداند، سلب آسایش فکر کند، فرمانبرداری و انقیاد از روی ترس رابیاموزد، عجز و زبونی تعلیم دهد، دروغ و ریا و نفاق را مباح گرداند و فروتنی در رفتار را رواج دهد، جوانمردی و اعتماد را ازمیان افراد زایل سازد به حدی که رفیق خود را زیان رسانند. ما مشرقیان با اطاعت خو کرده ایم اگرچه ما را به سوی مهلکه برند خو گرفته ایم که کوچکی را ادب بشماریم و فر وتنی را لطف و چاپلوسی را فصاحت... ترک حقوق را بخشش و قبول اهانت را تواضع انگاریم. در جهت عکس آن دعوی استحقاق را غرور و جستجوی امور عامه را فضولی... و حمیت را حماقت، آزادی سخن را بیحیایی و آزادی فکر را کفر بخوانیم.»

ایدیولوژی نهضت مشروطیت، فریدون آدمیت، انتشارات پیام، ص 323‏

Morteza Fallah

فریدون آدمیت به نقل از طبایع الاستبداد کواکبی به ترجمة عبدالحسین میرزا آورده است: «همانطور که استبداد نمو عقلانی را سد می نماید، اخلاق مدنی را ضعیف و فاسد گردان...

ادامه ...

Ali Alizadeh

گربه هم گربه های قدیم...

Ali Alizadeh

غم محمود و شادی مذموم!

Ali Alizadeh

به آگاهی رسیدن و آگاهی بخشی همیشه هم خوب نیست!

Ali Alizadeh

کی بدرد زندگی می خوره ؟

کی نمی خوره؟

فلسفه خونا و روانشناسا و شاعرا بدرد زندگی مشترک و ازدواج باهاشون بی خیال شین!

پرستارا و پزشکا و مهندسا و وکیلا ...قابل تحملن!

معلما و آشپزا و خونه دارا...خوبن!

Ali Alizadeh

ما که هر وقت خونمون ریخت و پاش و کثیف میشه!

مهمون دعوت میکنیم!!!

میدونی چرا؟

Ali Alizadeh

مورد داریم...میدونی یعنی چی!

مورد داریم در عالم علم گیرپاچ کرده!

میگه خسته ام خسته!

مخوام برم یه گوشه ای! روستایی .کوهی. کپری. بقیت عمر خویش در پیش گیرم کنج عزلت دور از هیاهوی شهر و ...

Ali Alizadeh

حتی در نسخه های خطی هم(Copy Past) بود. کتاب ابن سینا را به اسم خودشان. تحمیدش را عوض میکردند. و نام خود بر آن گذاشته اند. یا کتابی مجهول الحال را نوشتند به اسم رازی و ابن سینا و خیام و ...به شاهان قاجار فروختند. میلیاردها پول گرفتند. قانونی هم که نبوده! مث حالام بوی گندش نویسنده های درجه یک را آزار میده!

Ali Alizadeh

بیشتر ایده ها در w.c به آدم الهام میشه! دقت کردین؟

Ali Alizadeh

بعضیا همه کارشونو میذارن دقیقه 90 حتی w.c

Ali Alizadeh

همینجوری پیش بره میانگین امید ایرانیان برای زندگی به 30 سال کاهش پیدا میکنه!

وقتی چشم پزشک از درمان بیماری درماند!

پزشکان امید درمان انسان اند.

سیاوش حسین علی منوچهر

اسمهای دهه 10 و 20 خورشیدی:

سرخاب- کموتر- کوگعلی- رستم- خسرو - خان ویس بمونی- خانم بس و ......

اسمهای دهه 30 و 40:

طهمورث- شیرخان - حسین خان- سلطان- ماه خاور- رحمت ا... اورنگ...

اسمهای دهه 50:

مهرنوش- منوچهر- نوش آذر- مهرنوش- رزمانی- سردوان- اردوان-...

اسامی دهه 60 :

علی- روح ا...- مرتضی- سجاد- زهرا- اسلام..

اسامی دهه 70:

امیر حسین- محمد علی- ساجده- 

اسامی دهه 80:

آرتمیس- دانیال- سولماز- کاوه- سوسن- کتایون- گلی-                            

به ریش آقا قسم

دهه 40 و 50 در افواه ملت ایران قسم ها اینها بود!

به سبیلت قسم!

دهه 60 و 70 قسم ها اینها بود:

به جد خمینی قسم!

به ریش خمینی قسم!

به شازینعلی قسم!

به سید محمد قسم!

به قرآن و ...مقدسات قسم!


شما مهرماهی هستی؟

از 100 خشت وجود مهرماهی ها 97 تاش محبته.
ولی خدا نکنه تعادلشون بهم بخوره!
معمولا مدیران خوبی هستند!
نباید دنبال سیاست و فلسه بروند!
نویسندگی وکالت و امور خیریه مشاغل خوبی برای مهرماهی هاست!

فرزندان باعث استحکام زندگی زناشویی هستند؟

بله البته فرزندان چند گونه اند؟

1- برخی با تولد نحسشان کانون زندگی را از هم می پاشند.

2- برخی گرمی زندگی هستند: چگونه؟

- با ورودشان به دنیا و تولدشان چنان والدین را گرفتار امور تر و خشک خود می کنند که والدین گرفتاری و دعوای خود را فراموش می کنند. تا بزرگ شوند.

- بعد که بزرگ شدند این فرزندان اگر ببینند پدر و مادرشان دعوا می کنند با هم، چند واکنش نشان می دهند.

یا منفعل و منجمد هستند.

یا واکنش تند نشان می دهند و والدین جرأت دعوا با همدیگر را ندارند. و حتی جرأت اشتباه را هم ندارند. چون هر اشتباه کلامی یا عملی در زندگی کنند، آن فرزند به شدت جلوی آنها را خواهد گرفت.

یا به سمت یکی از والدین تمایل پیدا می کنند. به سمت پدر یا مادر. در واقع گول محبت یک طرف را می خورند و کار پدر و مادر کشمکش و دعوا شدیدتر می شود.

- یا فرزندان غمخوار و گوشه گیری می شوند و فقط غصه می خورند.

از کجا بدانیم آدم خوبی هستیم یا آدم بدی؟

خود را بیازماییم:

اگر میل ذاتی و درونی به سمت آدمهای بد داریم ...بدیم!

اگر میل ذاتی و درونی به سمت آدمهای خوب داریم...خوبیم!

اما آدمهای خوب و بد را چگونه بشناسیم؟

1- مسافرت: سعی کنیم رفیق خود را در مسافرت بیازماییم!

2- او را اندکی عصبانی کنیم. نتیجه چه می شود؟

3- یک گرفتاری چیزی که پیش آمد یا گرفتاری ساختگی ایجاد کنیم برای خود. واکنش آن دوست چیست؟

آدمهای منجمد

چه تفاوت است میان تو و دیوار

حیوان ناطق که  نامت نهاده اند!

زبانت را به پندی قندی بگشا

 

چرا چای؟

این همه خیمه که برپاست

تسکین دل حضرت زهراست؟

روزی ننهاده

عمری ز پی روزی ننهاده دویدیم

جز خون جگر خیر و خوشی هیچ ندیدیم

مطالب فیس بوکم مهرماه93

ما ز باران چشم یاری داشتیم! خشکسالی را نمی پنداشتیم!

 دقت کردید هر وقت کار انباشته شده دارید. درس یا کار خونه یا ... هیچکدام را انجام نمی دهید و در واقع مات و مبهوت میگیرید می خوابید!

بیهوده تلاش نکن! هر کاری بلوغی دارد که باید زمانش فرا برسد. میوه نارس را بچینی ضایع میشوی! گاهی به دنبال گمشده ای تازه میگردی. گمشده ای عزیزتر از سالهای دور را می یابی! تازه گمشده را فراموش میکنی! شاید روزی این نیز عزیز شود.

  داعش نتیجه: کاپیتالیزم است نتیجه لیبرالیسم و سوسیالیزم و کمونیزم و طالبانیزم است. هر کدام از ما داعشی داریم درون خود بالقوه.... ادامه ...  باید که دنیای خود را عوض کنم اگر شد اگر نشد کشور خود را عوض کنم اگر شد اگر نشد که شهر خود را عوض کنم... ادامه ...

الداعش ما الداعش و ما ادریک الدعش...

شجره نوعی سند است که به عنوان مجوز امر به معروف و نهی از منکر ، برای بعضی از صوفیان به نام خلیفه الخلفا و خلیفه صادر می شده است. بر پا داشتن مراسم دینی در شب های شریفه، تشویق مردم به برگزاری نماز، امر به معروف و نهی از منکر، توسعه و تعمیر مساجد، مدارس و تکایا و قبور متبرکه، از بین بردن آلات حرام، تشویق مردم به وظایف دینی از جمله اختیارات ایشان بوده است.

من تسبیح می چرخانم .چرخ فلک هم می چرخد هر دو تسبیح گوییم اما این کجا و آن کجا

کاش میشد برای بعضی آیون زن دیگری تجویز کرد. اگر میشد من حتماً اینجوری نسخه برایشان می نوشتم: Ra: Mr: .... 1- +...t< d; u

خطا بر بزرگان گرفتن رواست!

اول پا روی حق دیگران می گذارند...تا به نماز اول وقت برسند! فاستبقوا الخیرات...

 

حیف است که قربانی جهل خویش گردیم ما قاتل گاو و میش گردیم زحمت بکشیم و حج گزاریم طوف حرمش سریش گردیم... 

آرامش یا ثمره آگاهی است یا نتیجه نادانی

زندگی را پیچیده نکنیم گاهی به اظهار نقل...گاهی به اجبار عقل

هیچ دردی برای همیشه پایدار نیست! زیرا خداوند مرگ را آفرید!

هر خانه ای به مرد نیاز دارد! و هر مردی به آرامش! خانما لطفا آرامش آیون را بهم نزنید!

ما ایران در جهان سوم هستیم! زیرا از جهت شمال همسایه روباهیم! از شرق همسایه کفتاریم! از غرب همسایه گرگیم! از مغرب همسایه پلنگیم!... ادامه ...

خدایا! یه حالی یه مالی جمالی یه راهی یه چاهی یه ذوقی یه شوقی عنایت کن

کتاب « طبقات الاطباء » از قرن 7ق. تا قرن13ق. توسط این بنده در حال نگارش و تدوین است

این کتاب در واقع ادامه طبقات الاطباء ابن ابی اصیبعه خواهد بود. کتاب طبقات الاطبای ایشان، زندگی و شرح حال و آثار اطبای قرن اول هجری تا زمان مرگ مؤلف یعنی قرن 7ق. را بررسی کرده است. بعد از کتاب طبقات ایشان کتابی مستقل در این موضوع تألیف نشده است.

چرخه حیات

بله.چرخه حیات(اکوسیستم) وجود دارد.از آن غافلیم:

1- نوعی پشه از آب دریا نمک زدایی(شیرین سازی) می کند. همین مگس ها غذای پرستو ها هستند. پرستوها خود خوراک عقاب هستند. عقاب آلت دست انسان هست.

2- زنبور عسل علاوه بر تولید عسل(غذای انسان و خرس را تامین می کند)، گرده گیاهان را با پاهای خود می پراکند. تولید گل و گیاه و میوه می کند. نهایتا در خدمت انسان است.

3- فیل گیاه خوار است. غایت امر در خدمت انسان است.

4- آهو علف خوار است.  شیر و پلنگ غذای روزانه خود را تامین می کنند ولی نهایتا شیر و گوشت و پوست آهو غذای انسان است.

توبه کردیم زمانی که دگر گرگ شدیم!

بعله پزشک ها هم عاشق میشن!

عمریست به نرخ روز می خورم نانی

اختلاف فتوای علما بر سر سرعت اینترنت

آیا اصولا فقیه می تواند یا باید وارد مصادیق شود یا نه ؟ و تقلید از ایشان در مصادیق چگونه است و محل مصلحت کجاست؟

سندرم «الان پا میشم میشاشم»

توجه توجه!
یک سندرمی میان اهل علم شایع است که من آنرا «سندرم الان پامیشم میشاشم»می نامم.درباره این سندرم همین توضیح بس که این سندرم اهل علم و نویسندگان و کاربران رایانه بیشتر شایع است!
این افراد وقتی مشغول کار می شوند و مثانه شان پر می شود به علت تنبلی یا سرگرم شدن و تمرکز روی کار خود، مجال تخلیه خود را پیدا نمی کنند و مرتب آنرا به تعویق می اندازند. و با خود می گویند «الان پا میشم میشاشم». این کار باعث می شود مقداری از ادرار به کلیه ها برگردد و اسفنکتر تخلیه ادرار بطور غیر ارادی بسته شود و غده پروستات به تدریج بزرگ شود. بنابراین ادرار قطره قطره و با فشار به مجرا و به سختی تخلیه شود.
الان که دارم این متن را می نویسم خودم دچار همین سندرم شده ام...ببخشید رفتم..

شنیدم که بر بال پروانه ای

لطفا اول طب سنتی بخوانید...بعد پزشکی مدرن ...

لطفا اول طب سنتی بخوانید...بعد پزشکی مدرن ...
الان متاسفانه بعد از دوره پزشکی عمومی ..امتحان دستیاری برگزار میکنن..طب سنتی دانشجو میگیرند..وای به حال ما!!!
اشکال کار اینست که دانشجو هنوز پایه های طب را فرانگرفته...شروع میکنه به هاریسون و گایتون خوندن...یک سری محفوظات را فرامیگیرد بدون اینکه پایه های طب را یاد بگیرد. بعد که دوره پزشکی عمومی را به روش مدرن یاد گرفت...تازه وارد طب سنتی(طب اساسی) می شود. با یک سری مفاهیمی که اصلا به گوشش نخورده!

سیرمه(سُرمه)

سیرمه من تیت مکن ماه رمضونه

یه دمون دَ صبر بکن وقت اذونه

شو سهون زلفلت تا سر رونه

دلِ بیچاره مو هنی جوونه

دوورک صب و پسین تا مِن حمومه

هر کری تیلشه دی کارش تمومه

شونه و زلفت مزن قلبم گرونه

دندونه شونه سرت پنج تیر پرونه

باغ سردو تا بریم مال هر دومونه

نه ویسیم وَ گرمسیر خُل خردمونه

یه بوسی تو وم بیه روزه مه واز کن

یه کمی دعا سی خوم سر نماز کن

درمان گنهکار

نقلست که طبیبی در بازار بغداد به آواز بلند میگفت که داروی هر دردی دارم. سلطان بایزید بسطامی بر وی گذر کرد و پرسیدکه ای سید العارفین و مرشد السالکین هیچ داروی گناه داری که گناهکارم. 
گفت بلی دارم. اما بسیار تلخست!
گفت از بس که درد دارم!
گفت: پنج درویش بیاور و برگ صبر باو بار کن و هلیله علم و بلیله حلم هر چهار چیز در هاون معرفت بینداز و به دسته توفیق بکوب و در او یک توبه کن و آب دیده. به دردی ریز و به آتش شوق بجوشان و با کفچه محبت... و در کاسه تسلیم بینداز. زان بنوش تا ترا عارضه عصیان نشاند و از معاصی ماضیه شفا یابی!
و الله اعلم

کمک

کمک می خواست!
بی تفاوت از کنارش گذشتم! 
وجدانم هم درد نمیکند!
در روزگاری که گداها معتبر شده اند!

برخورد قوانین طبیعت و سنت های الهی

 اگر سنت های الهی را در راستای قوانین طبیعت بدانیم. آنگاه برخی سنت های الهی عبارت خواهند بود: 1- لطف 2- عذاب 3-استدراج 4- اشتغال 5- استمهال در اینجا لطف در مقابل صبر و مشقت جاری خواهد شد. و پاداش آن خواهند بو.د عذاب در مقابل بدی و جزای آن خواهد بود. استدراج در مقابل گناه جاری خواهد شد. اشتغال در مقابل ظلم ظالمان جاری خواهد بود. استمهال در مقابل قصور و غفلت جاری خواهد شد.

قاعده«نفی عسر و حرج»

قاعده «نفی عسر و حرج » را فقهای عامه اینگونه شناسایی کرده: المشقة تجلب التیسیر
آیاتی از قرآن در نفی عسر و حرج در احکام بخصوص در روزه داری:

آیه اول: (فإنّ مع العسر يسراً) (انشراح/ 5)؛ مسلماً با سختي، آساني است.
(سيجعل الله بعد عسر يسراً) (طلاق/ 7)؛ خداوند به زودي بعد از سختيها، آساني قرار مي دهد.
آیه دوم: (ما يريد الله ليجعل عليکم في الدين من حرج) (مائده/ 6)؛ خداوند نخواسته است براي شما مشقتي ايجاد کند.
آيه سوم: (... و من کان مريضاً أو علي سفر فعدّه من أيّام أخر يريد الله بکم اليسرو لايريد بکم العسر و لتکملوا العدّه...) (بقره/ 185)(کسانی که مسافرند یا مریضند. روزهای دیگری را بجای روزه های افطار کرده بجا آورند....)
آيه چهارم: (لا يکلف الله نفساً إلّا وسعها...) (بقره/ 286)؛ خداوند هيچ کس را جز به اندازه توانايي اش تکليف نمي کند.
آيه پنجم: (... ربّنا و لاتحمل علينا إصراً کما حملته علي الذين من قبلنا...) (بقره/ 286)؛ پروردگارا! تکليف سنگيني بر ما قرار مده آن چنان که (به سبب گناه و طغيان) بر کساني که پيش از ما بودند، قرار دادي.

«غفلت» در ادبیات فارسی

غفلت در ادبیات فارسی چاشنی شعر بزرگان بوده و هست. از دو بابت: 
1- فرار از هوشیاری(پناه بردن به عالم مستی و ناهوشیاری)
2- فرار از آگاهی(پناه بردن به نوعی جهل بسیط)
به نمونه هایی از این دست دقت کنید:
گفتگوی اهل غفلت قابل تاویل نیست
خواب پای خفته را تاویل کردن مشکل است!(صائب تبریزی)

اُستُن این عالم ای جان غفلتست
هوشیاری این جهان را آفتست(مولانا)

ضایع آن روزی که بر مستان گذشت
(صائب تبریزی)

من نهم دندان غفلت بر جگر.(آخر شانامه اخوان ثالث)

دل = قلب = فؤاد = Heart

دل = قلب = فؤاد = Heart
به مثالهای زیر توجه کنید:
به دلم افتاده=الهام و نوعی وحی
دل به دل راه داره=محبت یا دشمنی
فلانی دل و جگر داره=شجاعت
آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
از نظر علمی(پزشکی) قلب آلت صنوبری مرکز پمپاژ خون به بدن است. و زندگی انسان بسته به این عضو است. از دیدگاه حکمت عملی(طب) قلب مرکز روح حیوانی است. از دیدگاه علوم روانشناسی صفات وراثتی انسان از راه ژن به انسان دیگری منتقل می شود. همین طور ویژگی های روانی انسان. از دیدگاه پزشکی جدید این امر هیچ رابطه ای با اعضای بدن از جمله قلب ندارد. یعنی ثابت نشده که صفات انسانی از طریق پیوند و جراحی قلب به گیرنده عضو منتقل شود. . در کتب آسمانی از جمله قرآن و روایات اسلامی صفات انسان به قلب نسبت داده شده. شاید رأی حکما و اطبای سنتی که معتقد به ارواح اربعه نفسانی و حیوانی و طبیعی و بخاری بودند، نزدیکتر به واقعیت باشد. زیرا هر کدام از این ارواح در یکی ازین اعضا کار میکند. و قدرت هر کدام ازین اعضا نشان دهنده قدرت فرد در آن صفت است. مثلاً جگر مرکز روح طبیعی است. قلب مرکز روح حیوانی است. مغز مرکز روح نفسانی است.
نکته دوم: این مطلب که انسان چند روح است، گاهی از منظر فلسفی مطرح می شود و گاهی از منظر عرفانی و گاهی از منظر اخلاقی.

از منظر فلسفی؛ حکیمان بر این باورند که انسان از سه روح یا نفس نباتی، حیوانی و انسانی، تشکیل یافته است که اگر روح بخاری را بر آن بیافزاییم در مجموع می شود چهار روح. توضیح اجمالی این ارواح یا نفوس بدین شرح است:

الف. روح یا نفس نباتی: حکیمان نفس نباتی را به کمال اول جسم طبیعی آلی که دارای تغذیه، رشد و تولید مثل است تعریف نموده اند و حداقل نشانه نفس نباتی را تغذیه می دانند. 

ب. نفس یا روح حیوانی: نفس حیوانی را به «کمال اول جسم طبیعی آلی که فقط دارای حس و حرکت ارادی است» تعریف نمودند. البته منظور بیان مرتبه «حیوانی» نفس حیوانی است، و گرنه «نفس حیوانی» چون از نفس نباتی بالاتر است و بر اساس قاعده تشکیک در وجود، مراتب بالا در بردارنده کمالات مراتب پائین تر هستند و بر اساس قاعده محالیت تجافی تا مراتب پائین تر را نگذرانند، نمی توانند واجد مراتب بالاتر گردند، پس کمالات نفس نباتی در «نفس حیوانی» هم موجود است ، بلکه بر اساس حکمت متعالیه نفس نباتی شأنی از شئون نفس حیوانی است.

پس تعریف کامل نفس حیوانی چنین است: کمال اول جسم طبیعی آلی که تغذیه، رشد، تولید مثل، حس و حرکت ارادی دارد.

در هر صورت «حس» و «حرکت ارادی» دو علامت و نشانه اختصاصی «نفس حیوانی» می باشند. «حس» در اینجا به معنای مطلق «ادراک» (غیر از تعقل) است.

ج. روح یا نفس انسانی : حکیمان در تعریف نفس انسانی گفته اند: کمال اول جسم طبیعی آلی است که کلیات را تعقل و آراء و نظریات را استنباط می کند. 

همانگونه که در تعریف نفس حیوانی تذکر دادیم و ابن سینا هم اشاره نمودند ؛ این تعریف به لحاظ مرتبه خاص نفس انسانی است،‌ و گرنه باید تمام قیود و شرایط نفس نباتی و حیوانی را در تعریف نفس انسانی آورد؛ و بگوئیم نفس انسانی کمال اول جسم طبیعی آلی است که دارای تغذیه، رشد، نمو، تولید مثل، احساس، حرکت ارادی‌، تعقل کلیات و استنباط آراء می باشد.

در هر صورت قدرت بر تصور معانی کلی و مجرد، و رسیدن به مجهولات از طریق معلومات، ویژگی مختص انسان است. 

شرح و تفصیل ویژگی های نفس انسانی

ابن سینا در مورد افعال و خواص و ویژگی های نفس انسانی توضیحاتی می دهند که به صورت اختصار در موارد زیر خلاصه می گردد:

1- قدرت سخن گفتن؛ 2- توانایی اختراع و تحصیل صنایع عجیب؛3- داشتن حالاتی مانند «خنده» و «گریه»؛ 4- داشتن حالت «خجالت»؛ 5- داشتن حالت «ترس» و یا «امید»؛ 6- توانایی درک «خوبی و بدی»؛ 7- آینده نگری. 

همان گونه که اشاره کردیم حکیمان علاوه بر روح نباتی، حیوانی و انسانی معتقدند در وجود انسان روح دیگری وجود دارد که از آن به روح بخاری تعبیر می کنند. در حقیقت روح بخاری حد فاصل میان روح حیوانی و انسانی است. حکیمان در بیان روح بخاری می گویند: « روح بخاری جسم رقیق سیّال حارّ متکوّن از عناصر، امتزاج و مزاج یافته از خون است و حامل قوای حس و حرکت و غیرها می باشد، و چون متکون از آنهاست از جنس آنهاست و می توانی به تعبیر دیگر این روح را، دخانی متصاعد از آن طبایع مزاج یافته و عصاره ای به نام خون گردیده بدانی، اما دخانی رطب، و این دخان متصاعد فوق آنها را آسمان آنها خوانی،‌ و این معنا را یکی از مظاهر آیه کریمه ثم استوی الی السماء و هی دخان قرار دهی.

به عبارت دیگر، روح بخاری جسم لطیف گرم است که از لطافت اخلاط اربعه تن حاصل می شود چنانکه اعضا از کثافت اخلاط متکون می گردند؛ و این را روح حیوانی نیز خوانند و حامل قواست. و چون قوا اصناف سه گانه حیوانی و نفسانی و طبیعی اند،‌ روح بخاری حامل آن ها را نیز بر سه صنف دانسته اند و به صورت جمع، ارواح بخاری گویند.

در کتب تشریح، اعضای انسان به رئیسه و غیر رئیسه تقسیم شد. اعضای رئیسه مبادی قوایی هستند که در بقای شخص یا در بقای نوع به آن اعضا نیازمندند. در بقای شخص، به سه عضو؛ یکی قلب که مبدأ قوه حیوانی است،‌ و دیگری دماغ که مبدأ قوه حس و حرکت است،‌ و دیگر کبد که مبدأ قوه تغذیه است؛ و در بقای نوع،‌ به چهار عضو که همان سه چیز به اضافه چهارمی که انثیین است.

بدایع الانشاء یوسفی هروی در حال تصحیح به عنوان رساله دکتری خانم ندا مراد است.

بدايع الانشاء  موضوع ( نامه نگاري )
از: هروي يوسفي، يوسف بن محمد بن يوسف طبيب متوفي حدود 950 ق.
مكاتبات گوناگوني است به سلاطين، علما و افراد عادي كه به نام فرزندش رفيع الدين
حسين ترتيب داده و به سال 922ق. از تدوين و تاليفش فراغت يافته. ( فهرست منزوي سال
تاليف را 940 آورده ) به چاپ [سنگی] نيز رسيده است.

غزل: پیری و معرکه گیری

پیری و معرکه گیری

هی دُوَر کار مو و تو داره حالا ایگره
ذره ذره داره عشقت مِن دلم جا ایگره
روز اول وَ دلم گفتم تو هنی بچه یی
ایسو کم کم ایبینوم طفلی داره پا ایگره
وش ایگوم چه مرگته سیچه دَ نیلی بخوسم
ای دلم مثلِ بچی بونۀ بیجا ایگره
چند مایه مثال زی تر که همش مرغ دلم
مِن زمهسون بونۀ سبزه و صحرا ایگره 
چند شویه که ایشمارم روزله تا تو بیی
تِیَلم تا تو بیی خَرس مث دریا ایگره 
وُ که عاشقه وُ پنهون ایکنه مثل یِنه 
که سوار شتره و پشتشه دولا ایگره
پیری و معرکه گیری که ایگن کار مویَه
داره کم کم می یَلُم بو گچ بنا ایگره
کوتاه کن ای گپله مشی علی دَ جون خوت
دیه مجنون مِن خَو دامن لیلی ایگره

شاعر: علی علیزاده
بر اساس غزلی از: عماد خراسانی

9خرداد 1393 کوههای اطراف مشهد

البته هر حیوانی قابلیت پرورش و تربیت ندارد. برخی حیوانات به برخی صفات مثبت مشهورن. از جمله سگ و اسب و کبوتر و دلفین و ...بقیه طبیعت خشن و غیرقابل کنترلی دارن واهلی نمی شوند. انسان این قابلیت را دارد که بالقوه اشرف مخلوقات است. می تواند باشد. می تواند بشود. اگر نشود خسران و ضرر کرده ...این قابلیت در حیوانات دیگر نیست. حیوانات دیگر بیشتر از این پیشرفتی ندارن. محدود هستند.

 

  •  انسانه که میتونه چندین صفت خوب رو با هم داشته باشه،حیوان یک صفت رو ذاتی و بدون اختیار داره،انسانه که از دیدن این صفات لذت میبره یا از ندیدنشون اذیت میشه و ..... خیلی چیزای دیگه ...
  • البته این را هم بدان. غریزه و میزان اختیاری بودن و نبودن صفات در انسان و انواع دیگر حیوانات ...کلی بحث داره
  • در انسان ترس و شادی و غم و تحریک و حب و بغض ...غریزی هستند. مانند دیگر حیوانات .مشترک میان انسان و حیوان. هست.
  •  
     
    روح حیوانی و نباتی (گیاهی) و ملکوتی،
  •  
     
     در گیاه روح نباتی .در حیوان فقط روح حیوانی است. در انسان علاوه بر اینها روح ملکوتی است
  •  
     
    روح القدس هم مربوط به اولیا و انبیاست

 

 

انسان حیوان با وفایی نیست!

سگ گله ...اومد و اومد تا نزد ما رسید و کلی بسکویت و کیک خورد.